در صورت تمایل به کپی برداری از متن مصاحبه و همچنین
دیگر مطالب وب لاگ ذکر نام وب لاگ tatu-2x با لینک
کامل و نام مترجم ضروری است .
چندین روز پیش تتو تولد 10 سالگی شان را با هم جشن گرفتند .
براوو جولیا و لنا را ملاقات کرد و آنها با هم تاریخ حاشیه سازترین
دختران در روسیه را به یاد آوردند .
براوو : سلام ، دخترا ! سالگرد 10 سالگیتون مبارک !
من اخیرا بین چندین مجله 2003 براوو گشتم و این دیوانگی
رو که اون موقع ها شما رو احاطه کرده بود به یاد آوردم .
شما در همه کشورها مشهور بودید . بالاخره
تصمیم گرفتید که کل دنیا رو تسخیر کنید ؟
جولیا : بذارید دنیا تصمیم بگیره . ما آلبوم هایی رو داشتیم ،
فروش موفقیت آمیز در خیلی از کشورها ...
لنا : ما فروش آخرین آلبوممون رو دنبال میکنیم . این از همه
جای دنیا در اینترنت درخواست شده . بهتون یادآوری کنم ،
حتی نسخه انگلیسی لبخندهای شاد هنوز بیرون نیومده .
براوو : و شما اون روزی رو که به MTV Movie Awards
در آمریکا دعوت شدید به یاد دارید ؟ خیلی از افراد مشهور
دنیا و شما در بین اونا !
جولیا : ما همچنین خاطرات روشن تری رو داریم وقتی که
ناگهان ویدیوی ATTSS بالا رفت و همه جای دنیا معروف شد .
اوه ، این خودش چیزی بود . و وقتی ما به آمریکا اومدیم
چیزی نبود که ازش استفاده کنیم ، به نظرم .
براوو : خوب حالا اگه شما قرار بود خودتون جایزه اهدا کنید ،
یه جور جایزه تتویی ، چه جایزه ای و به چه کسی میدادید ...
صحبتمون راجع به هنرمندان محلی هست ؟ مثلا :
" بحث انگیزترین مرد سال " یا " چندش آورترین موزیک سال " ؟
جولیا : با توجه به حالت شکاک من نسبت به صحنه اجرای روسیه
خیلی مناسب و شایسته خواهد بود . (می خندد)
من همیشه فکر کردم که بیشتر هنرمندان ما " شرت های خواننده "
هستند ( دخترها ) ، یا پسران هم جنس گرا ( آقایون ) .
مطمئنا ، استثناهایی هست ، سرگی لازارف ، برای مثال .
اون هنرمند خیلی سخت کوشی هست . اون در تئاتر هم ساز میزنه
و هم میخونه .
براوو : پس الان در روسیه موفقیت رکورد شکنی وجود نداره ؟
لنا : منظورتون برای ما هست یا در کل ؟
جولیا : ( شروع میکنه یه خواندن سرون Soviet )
Soyuz nerushimiy respublik svobodnih
من نمیتونم بگم ما موفقیت های رکوردی داشتیم .
من هیچ کدوم از این چرندیات رو نمیگم .
ترانه های سنگی و نجیبی هست ، اما سریعا از بین میرن .
براوو : خوب ، و حالا " خجالت سال " ؟
جولیا : خوب ، همه چیز افتضاحه ! میبینی ، من سعی
نمیکنم کسی رو تحقیر کنم . من عرصه اجرای آمریکا رو دیدیم ،
که مردم واقعا کار میکنند ، و من مقایسه کردم که در روسیه
چی میگذره . اینجا یه نفر میتونه 5000 دلار سرمایه کنه
و یه جوری دنیا رو احساس کنه ، با پاهاش روی میز بشینه .
احساس میکنه که یه تهیه کننده است .
براوو : دخترا ، ممکنه شما با این دیدتون به عرصه اجرا
دشمنانی هم داشته باشید ؟
جولیا : من دشمنی ندارم . من با همه ارتباط برقرار میکنم
و لبخند میزنم . من میتونم چهار تا کلمه به همه بگم ، اما
با حالت مهربون . مطمئنا ، بعضی وقتا شما با بعضی
دوستان هنرمند میپرید و میگید :
" بی خیال ، صحنه اجرای ما کاملا گنده ! "
و اونا تأثیر میگیرن و میگن :
" اوه ، ممنون ، منظورت ما هم هستیم ؟ "
مردم اصلا نمی فهمن که این حقیقت زندگیه .
من نمیگم بعضیاشون آدمای بدی هستن ، میگم ؟
من فقط راجع به خلاقیت کار صحبت میکنم . مثلا :
من با لنا تمنیکووا از گروه سربو میرم بیرون . من واقعا ترانه های
این گروه رو دوست ندارم ، اما واقعا اونو به عنوان یه شخص دوست دارم .
و اگه آناستازیا پریهودکو رو در نظر بگیریم ، مثلا ، این آدمیه از یه دنیای
کاملا متفاوت . نکته ای نیست که بخوایم راجع بهش حرف بزنیم ،
باید خودتون ببینید !
نوشته شده توسط لعیا در یکشنبه 7 تیر 1388 و ساعت 10:37 ب.ظ
ویرایش شده در - و ساعت -